نه از آغاز چنين رسمي بود
و نه فرجام چنين خواهد شد
كه كسي جز تو تورا دريابد
تو در اين راه رسيدن به خودت تنهايي
ظلمتي هست اگر
چشم از كوچه ي ياري بردار
و فراموش كن اين كهنه خيال
نور فانوس رفيقي كه تورا در يابد
دست ياري كه بكوبد بر در
پرده از پنجره ها بر گيرد قفل را بگشايد
كوله بارت بردار
دست تنهايي خودرا تو بگير
و از آينه بپرس
منزل روشن خورشيد كجاست؟
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت 12:2  توسط رویا
|
